از بد حادثه ... !
کتاب خواندن اتاق خواب می خواهد که چراغ خواب اش را روشن کنی، پیژامه پوشیده و مسواک کرده بخزی زیر پتو و تا جایی که وزن پلک هات قابل تحمل بود بخوانی و در سرت ایده بسازی و بنویسی. ... در این بیست مترجا که موقع کار و درس دفتر است و موقع آشپزی آشپزخانه و موقع میهمانی مهمانخانه و آخر شب کاناپه همه کاره اش باز می شود برای چند ساعت خواب، کتاب خواندنم نمی گیرد. ... به یک کافه بی قِر و عطوار پناه می برم برای چند ساعت خواندن و بی خبری از دنیا. عادت فرانسوی کجا بود آخر پدر جان؟!
کتاب خواندن اتاق خواب می خواهد که چراغ خواب اش را روشن کنی، پیژامه پوشیده و مسواک کرده بخزی زیر پتو و تا جایی که وزن پلک هات قابل تحمل بود بخوانی و در سرت ایده بسازی و بنویسی. ... در این بیست مترجا که موقع کار و درس دفتر است و موقع آشپزی آشپزخانه و موقع میهمانی مهمانخانه و آخر شب کاناپه همه کاره اش باز می شود برای چند ساعت خواب، کتاب خواندنم نمی گیرد. ... به یک کافه بی قِر و عطوار پناه می برم برای چند ساعت خواندن و بی خبری از دنیا. عادت فرانسوی کجا بود آخر پدر جان؟!
No comments:
Post a Comment