Showing posts with label Ruban violet. Show all posts
Showing posts with label Ruban violet. Show all posts

9/01/2014

بازگشت

بازگشت از تعطیلات یک ماهه
بازگشت از یک ماه سفر

هواپیمایی که به زمین نشت، سر و دل ای که همچنان بعد از یک هفته فرود هواپیما، جاهای دور پرسه می زنند.

1/02/2013

تهران
 
 
داخلی-خانه پدر و مادر- حال، تشکیل شده از دو مبل یک نفره و یک کاناپه دو نفره، هزاران بار تعمیر شده و روکش ها و تشکچه های رنگارنگ دیده.  یک میز دم دستی. تلویزیون روی کانال فیلان مشغول پخش قیافه آقای اوباما. مادر در حای قلاب بافیِ یک چیزی است و پدر روی کاناپه پا دراز کرده و کم مانده از دقت وارد تلویزیون شود و زیر لب نظرات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، حقوقی  و غیره ارایه می کند.
لحظه ماندگار: مادر دست از قلاب بافی بر می دارد و یک نگاه به قیافه آقای اوباما می اندازد، یک طوری انگار دارد به آلبوم عکس های  خانوادگی نگاه می کند و می گوید: بیچاره پیر شد تو این چن سال.

12/30/2012

از تعطیلات ...
 
 
تعطیلات یعنی در انتخاب بین ولو شدن و کتاب خواندن، ولو شدن و وبلاگ خواندن و یا ولو شدن و سریال دیدن،بعد از صبحانه برای شروع روز، در بمانی.

12/25/2012

تهران
 
 
خوردن غذاهایی که گیرم نمی آد، نوشیدن، لم دادن، کتاب خواندن، لم دادن، نوشتن، فکر کردن، کافه گردی.،دیدن دوست های خوب که گیر فلک هم نمی ایند، گپ های طولانی. همین . چیز بیشتری از تعطیلاتم نمی خوام. برای بقیه زندگی، بعد از تعطیلات، خوب! گذار بگیم خدا بزرگه!