11/24/2014

وقتی صدایش را از پشت اسکایپ، از خیلی دور می شنوم، وقتی می شنوم که هق هق امان اش را می برد، وقتی با غمگین ترین صدای دنیا می گوید «عوضش راحت شد. این روزهای آخر خیلی زجر می کشید»، وقتی تنها جمله ای که از ته حلق ام به زور و زحمت بیرون میزند «کاش پیشت بودم» است، وقتی با پوزخند می گوید «تنها خوبیه ایران اینه که همه تو مرگ و میر هوای هم رو خوب دارن»، با خودم می گویم چه هزینه هنگفتی بالای مهاجرت دادم، چه هزینه هنگفتی. 

No comments:

Post a Comment