10/01/2014

On écrit pour en finir avec sois-même mais dans le désir d'être lu, pas moyen d'échapper à cette contradiction. C'est comme si on se noyait en criant: "Regarde maman! je nage!" ... Quant à prétendre écrire sans vouloir qu'on vous lise (tenir un journal intime, par exemple), c'est pousser jusqu'au ridicule le rêve d'être à la fois l'auteur et le lecteur.

Le dictateur et le hamac - Daniel Pennac


می نویسیم برای اینکه با خودمان خلوت کنیم، درحالیکه میل به خوانده شدن داریم؛ از این تناقض گریزی نیست. مثل این می ماند که در حال غرق شدن فریاد بزنیم: «مامان نگاه کن! دارم شنا می کنم!». وانمود کردن به نوشتن بدون خواستنِ خوانده شدن، رویای مسخره ی همزمان نویسنده و خواننده بودن است. 

دیکتاتور و نَنو- دَنیل پناک 

ترجمه درب و داغان از من است. این پاراگراف کتاب چند وقتی هست که در سرم دور می زند. من کجای این داستان/وضعیت هستم؟ دقیقا برای چه کسی می نویسم؟ فقط برای خودم؟ نه! من فقط برای خودم نمی نویسم. اگر می خواستم فقط برای خودم و دل خودم بنویسم که مالسکین بود، این جا را به روز نمی کردم که! بعد اینکه آیا اصلا کسی این دور و بر، دقیقا اینجا، می آید؟ 

No comments:

Post a Comment