7/01/2014

 کادو بخر، کادو بده، کادو خوب است-یک

در مدت یک عمر مجردی، همان مدتی که ماجراهای کوتاه مدت، یا قبل از روز ولنتاین تمام می شدند یا بعد از روز ولنتاین شروع، به بخت کج لعنت می فرستادم و به خودم می گفتم : سال دیگه! سال دیگه یکی هست که برام کادو بخره!
 سال دیگه دو سال پیش رسید و با خود یک عدد نورتانیو آورد. زندگی با نورتانیو خوب است، اما! نورتانیو بلد نیست کادو بخرد. معتقد است که روز عشاق پدیده بی مزه و لوسی است که برای تبلیغ و مصرف و اینطور چیزهای بد به وجود آمده (که البته همینطور هم هست. یعنی به نظر من هم همینطور است).
سال اول رابطه، داغ و هورمون های عشق بالا زده، شبِ روز عشاق رفتیم رستوران چینی پایین ساختمان سابق من شام خوردیم  و دنگی حساب کردیم و خیلی احساس کردیم که به به چقدر لاو. امسال، پیژامه پوش و کاسه سالاد به بغل، روی کاناپه لم دادیم و روی لپ تاپ سیزده اینچی من فیلم دیدم. من، تمام مدت فیلم - شام به خیال راحتی و اطمینان از بودن اش فکر می کردم. به کلمانس و ناتاشا، دو رفیق گرمابه و سینما،  هم فکر می کردم که در پاب ایرلندی پایین ساختمان شان، سه متر آنطرف ترِ دو سه تا طرفدار تیر و مست و عربده کشِ فوتبال باشگاه های گمنام اروپا، مشغول لعنت فرستادن به بخت کج شان  در پاب خلوت هستند.

No comments:

Post a Comment