7/19/2013

 پاتولوژی انتظار 

منتظر خبر هستم. منتظر جواب. می شه؟ نه؟ نمی شه؟ می شه؟
بالاخر خبر می رسد. یک روزصبح، بالاخره تلفن زنگ زد. «هیوا برات خبر خوبی ندارم. متاسفانه نشد». من ناباورانه تن می دهم. من، ناباورانه تکرار می کنم ...این نشد به درک، می رم یک جای دیگه! به درک. اما کجا؟ اما چطوری؟
... خبر رسیده، بعد از هفته ها. انتظار تمام شده. اما من همچنان مشغول ریفرش کردن صفحه ایمیل ام هستم.
اگر نادین بود می گفت ریفرش کردن پاتولوژیک!

No comments:

Post a Comment