6/13/2012

اسلوونی- یکم تا پنجم ژوئن دو هزار و دوازده

اسلوونی، مملکت مردم آرام و خوش اخلاق، جایی که با حقوق بخور و نمیر ات پولدار محسوب می شوی و گارسن ها برای یک یورو تیپ ات تا کمر جلوی ات دولا می شوند! و دریای آدریاتیک ، آبی ترین و زلال ترین آبی که دیدم.
شهر پیران، مکان استراحت و تنبلی و هیچ کاری نکردن جز کنار دریا قدم زدن.

خوش گذشت این استراحت چهار روزه با نورتانیا.  وسط این استراحت و خوش گذرانی، به نظرم که به نورتانیا دل دادم ... 
پاریس جشن بیکران-هفت

رسیدیم به آخر خط، نصفه شبی، خورد و مست و خسته. من آخر خط زندگی می کنم، محض اطلاع. یک آقایی را دیدیم در یک خواب عمیقی که نگو و نپرس. یک لحظه فکر کردم «به من چه برم آقا را از خواب بیدار کنم!» که خیلی طبیعی بهم گفت «واستا یه لحظه». بعد رفت آقا را از خواب خوش اش بیدار کرد گفت «آقا رسیدیم!» آقا هم بیدار شد و چشمی مالاند و تشکر مبسوطی کرد و پیاده شد. بعد هم خوش و خندان آمد سمت من «بریم؟» دوست ندارم خودِ بی توجه به آدم ها را.