12/03/2012

Lisible

 داشتم از حرص خوردن هام از و ندانستن چه کار کنم ها با نورتانیا تعریف می کردم. رسیدم به داستان قاطی کردنش وقتی گفتم «خب پس من تصمیم می گیریم» و تصمیم این هست که یک هو ... حرف ام را قطع کرد.
گفت  که من «لیزیبل»، قابل پیش بینی هستم، همه چیز را می شود از صورت و ژست هام خواند،حدس زد، فهمید و او هم فهمید که عصبانی هستی و ... بقیه اش را درست نشنیدم. روی قابل پیش بینی بودن قفل شده بودم.

No comments:

Post a Comment