... Lisa didn't want to go to the gig that night, so i gave har ticket away. Five thousand people in a room and you can still feel alone.

تو، من را، چه طور به خاطر می آوری؟ در سر تو چه رنگی هستم؟ چه بویی دارم؟ پوستم چطور؟

... Exploring the Antarcitic is like exploring space. You enter a void, thousands of miles, with no people, no animals, no plants. You're isolated in a vast, empty continent. Clastophobia and agoraphobia in the same place, like two people in a bed.

زندگی دو نفر را که از وسط یا هر جای دیگری ببری و یک نگاه بندازی می شود ناین سانگ. آهنگ هایی که با هم گوش کردیم من را به یاد تو می آورند؟

... Only unhappy people are bad dancers. 

بعضی شنبه شب ها باید خانه ماند و با یک یا دو لیوان شراب منتظر شد که شنبه شب تمامِ تمام شود.

No comments:

Post a Comment