6/14/2011

هزیان ام ، مرا بباف

رای ما را دزدیدند، دارند باهاش پز میدند؟ مگر رای دزدیدنی است؟ حتمن دزدیدنی است! حتمن پز دادنی است!تظاهرات شد؟ سکوت؟همه مبهوت ند؟ شلیک کردند؟ راسته؟کشتند؟ راسته؟ خبر موثق بود. نقطه. میکشند؟ میبرند؟ راسته؟ اطلاع رسانی کنید. رسانه شمایید.چنگ بزن.به اینترنت چنگ بزن.خبر کشته شدنه این.خبر دستگیریه آن.از آن یکی هم پنج روزه خبری نیست. دستبند سبز، به به چه قشنگ. باختیم دیدی؟ ما بیشماریم. میکشم آنکه برادرم کشت. برادرت کشت؟ الاهو اکبر. واقعا؟ واقعا بزرگ است؟میدان بهارستان چهار تا پنج عصر.حماسه . خس و خاشاک.بوم .زیاد بودند زیاد.برگشتی؟ تو هم سالم برگشتی؟ چنگ بزن.مگر اینترنت چنگ زدنی است؟برای مراسم تدفین آن الاهو اکبر. برای هفتم آن یکی ما بیشماریم.عکس پروفایلم چطور سبز میشود؟میگفت من می ترسم.مملکته داریم.سکوت.جام جهانی . اسپانیا یا هلند؟ انتقال زندانی بند شماره چند به زندان رجایی شهر.نقطه.اعدام.نقطه.اعدام نقطه.اعدام نقطه.ستاره ها.جسد پدر را دزدیدند.دختر را کشتند.از اعتصاب از مقاومت در زندان مرد.نقطه.نقطه.نقطه.نقطه.نقطه.نقطه.نقطه.نقطه.نقطه.نقطه و هی نقطه

مملکت ات چه خبره؟ شلوغه؟عه؟ناراحتی؟عه؟وای گزارش ات کو؟دوری نگران نباش هان؟لیبی و سوریه وامارات سعودی شلوغی مد شده،شما شلوغ نمی کنید؟ایرانی هستی؟عه؟ایران داغونه؟اسباب بازی شما مگر پوکه فشنگ نبود؟نه؟عه؟نتایج ات آماده شد؟نوشتی گزارش را؟ برای کنفرانس آماده ای؟حواس ات با من هست؟نیست؟عه؟چرا؟ناراحتی دارد؟

دوازده ژوئن دوهزارویازده

دو سال پیش بود.دو سال گذشت.رفته بودیم ویلای مادر خوانده ویرجینی.منتظر شنیدن خبرهای خوب بودم.خبر بد رسید.همه می رقصیدند،من پشت عینک آفتابی ام قایم شده بودم.هنوز هم می شوم.

No comments:

Post a Comment