4/27/2011

من و حزن، دوشادوش، قدم با گام های بلند، گاهی به گداری ...

شعر می گفتم، ور می گفتم،شر و ور می گفتم
خیره می شدم، خیره سری می کردم،سکوت می کردم
بغض می کردم، فریاد می زدم،گریه می کردم

گوش می کردی، به به
می خندیدی، بلند، قاه قاه
مست می کردی، می رقصیدی
خوشبختی می کردی، سفر می کردی
گاه شمار ها را صفر، دوباره از اول

نگاه می کردم،دست زیر چانه
گوش نمی کردم، از این پا به آن پا

گوش نکردم، گوش هام را گرفتم با دو دست
رفتم.

No comments:

Post a Comment