2/01/2011

خبر کوتاه بود ...

هرچقدر هم که آماده باشی،
هر چقدر هم که درد کشیدن مدام اش را دیده باشی،
هر چند بار که در بیمارستان شب را صبح کرده باشی،
هر قدر هم که روز به روز بد تر شدن اش را دیده باشی،
هر چند بار که لباس سیاه عزا را اتو کرده باشی،
هر چند کیلو آرد و خرما پیش بینی کرده باشی،
فرقی ندارد.
می رسد،بی مقدمه.
غافلگیر می شوی عین شنیدن خبر بارداری خودت.
خبر را می گذارند دو دستی کف دست هات
و تو
ساعت ها خیره می شوی به خبر کف دستت
که حالا چه کنم؟
که زندگی از این به بعد چه شکلی خواهد بود؟

همیشه غافلگیر می شوی،همیشه.

No comments:

Post a Comment