2/04/2011

313-Endless never endings

بالاخره پی کار سوشیال سکیوریتی را گرفتم. ده روز دیگر باید برم برای کارت جدید و بعد می توانم پی مشکل قلب و داروهای تیرویید و غیره و ذلک را بگیرم و تبدیل شوم یک هو به یک آدم سالم.در مدت انتظار نه چندان کوتاه یک ساعته زیر و بالای بقیه منتظر ها را بازدید می کردم.دریغ از یک نفر خوش تیپِ خوش پوش یا چند نفر پولدار مآب!همه مثل هم در تیپ و مایه های خیلی پابرهنه تا کمی تا قسمتی پابرهنه.مشغول فکر کردن به این بودم که پس خوش تیپ های مایه دار همه کارشان درست و رو به راه است و چرا فقط بیچاره ها باید کارهای اداری شان بلنگد که دوزاری افتاد،دیلینگ!برای خوش تیپ مایه دار هزینه های درمان دوزار و ده شاهی است،قابل این حرف ها را ندارد پرداخت بیست یورو ویزیت پزشک و بیست یورو نسخه و صد یورو ام آر آی!

باز هم تصحیح ساید بای ساید مقاله و باز هم دعوا مرافع با مریلن و باز هم آبمان توی یک جو نرفتن و باز هم خفگی ادواری من از کمبود فضا.بعد از ظهر هم که کار از کار پیش نرفت.مغزم جواب کرده بود و من مثل یک بچه چاق و ننر و بهانه گیر خودم را پرت کردم کف زمین و به مریلن زل زده بودم که حالا اگه می تونی من و بکش ببر جایی که می خوای!

قاتی کردم.برم خودم را بدم تحویل آقای مغازه دار فرمتم کند.

این بار قرعه به نام دختر لهستانی افتاده برای اینکه ازش متنفر باشم!

این هفته هم تمام شد،با کارایی یک وات برروز.

No comments:

Post a Comment