1/17/2011

در حال حاضر کاری از من ساخته نیست. باید به جای این همه درسی که چپاندم در مغزم ، گیتار زدن یاد می گرفتم، گیتار الکتریک. شاید راک استارِ بی نام و نشانی می شدم و تمام بدبختی و بی دست و پا بودنم را تبدیل به ترانه می کردم، می زدم، می خواندم و به دنیا بد و بی راه می گفتم در یکی از تونل های مترو پاریس، چند سانتیم هم آخر شب دستم را می گرفت برای یک نصفه باگت و شاید نیم لیتر شراب قرمز نا مرغوب. به فردا هم فردا فکر می کردم.

No comments:

Post a Comment