2/11/2010

فردا


بي خوابم
و يك سر با خودم تكرار مي كنم
فردا فردا فردا

ميدانم كه فردا نيمه شب
شبيه هيج نيمه شب ديكري
نخواهد بود

مي ترسم
از علم شدن يك عاشوراي مدرن،
ا ز حمام خون،
از شيون و عزا،
از بهت و فقط از دور به كارزار زل زدن
مي ترسم

اكر خدايي هست
به همراهتان

كه براي من از همراهي
جز
زاري شبانه و
خيره به دور ماندن روزانه
كار ديكري نيست



- Posted using BlogPress from my iPhone

No comments:

Post a Comment