1/13/2010

A rhapsody for Marshmallow!


فکر می کنم که یک هفته شد برگشتم و فکر می کنم که چقدر نرسیده دلم تنگ شده برای تو.
فکر می کنم شب چه ساعتی می رسم به تلفن ثابت به اضافه دو ساعت و نیم.
تصور می کنم که پای تلفن به هم تلاقی کردیم، رینگ،تق.

پیانوی یوهانس سرنوتا گوشم را پر کرده و تصور می کنم این ملودی چقدر شبیه من و تو است!آرام،روان،اتفاقی،مهربان،تلخ،بی راه حل،دور.

تصور می کنم که پای تلفن به هم برخورد کردیم و من چقدر حرف دارم، از این در، از آن در.
فکر می کنم که این مکالمه تلفنی چقدر چندش آور به ما پوزخند می زند که چقدر پیش هم نیستیم!
تصور می کنم که شنیدم الو! و چه بغض احمقانه ای حرف های بی ربط و با ربطم راخط خطی می کند.

امشب دیر بر می گردم. از قصد که به اضافه دو ساعت و نیم اش بشود وقتی تو خوابی .
امشب دیر بر می گردم،خیلی دیر که دل ام نیاید تو با زنگ تلفن از خواب بپری.

بگذار همیشه همینجور بماند همه چیز برای من و تو،آرام،روان،اتفاقی،مهربان،تلخ،بی راه حل،دور.

No comments:

Post a Comment