11/18/2009

خواب یک روز برفی بود انگار.
اول یک عصر که سوز چندانی هم نداشت. دنبال "سکوت برفی" اش می گشتم.سلانه سلانه قدم می زدم و منتظر بودم اتفاق بی افتد.که نیفتاد! کسی هم نبود. ... متقاعد شدم که "انتظار کشیدن برای گودو"بی دست و پایی ام را حتی توجیه هم نمی کند!

No comments:

Post a Comment