11/17/2008

Insatisfaction chronique

دلم رفتن می خواهد. نه به جایی رفتن، از اینجا رفتن می خواهم.
دلم رفتن می خواهد به جایی که زبان اش را ندانم، پیچ هر کوچه اش ببردم به ناکجا آباد، بوی جدید خیابان ها و آدم هاش به بینی ام حس کردنی بیاید، مزه شیرینی و قهوه هاش کشف دوباره باشد و برق نگاه ها از یک جنس دیگر...فکر می کنم وقت رفتن رسیده.
با تکرار که به پرفکشن نمی رسیم، می رسیم؟

No comments:

Post a Comment