5/12/2008

همه چیز مثل همیشه بود،شهر،آدم ها،ماشین ها،من. از آقای مسن احوالی پرسیدم ببخشید آقا!صبح به خیر!صبح به خیر!می خواستم بدانم تا رستگاری چقدر راه مانده؟معذرت می خواهم!من توریستم !نانوای سر خیابان بهتر می تواند کمکتان کند.روز خوش.روز خوش.

No comments:

Post a Comment