1/29/2008

از جشن شنبه شب نوزده تا بادکنک مانده و یک عدد آناناس و غر و لند دوستان از خستگی شب نشینی.
اینها از گرگِ در پوستین گوسفند هم بدترند که! پیرِزنان و پیرِ مردان در جلد بیست و خورده ای ساله ها!
بماند که مادربزرگ جمع خودم هستم.

No comments:

Post a Comment