2/22/2007

یک وقت هایی هست که یک گند های مفصل و مشروحی می زنی و خوب بعدش یا از خودت خجالت میکشی یا حالت به هم می خورد از وجودت.
یک وقت هایی هم هست مثل این یا این،که گندی در کار نیست ولی از خودت بدت می آید با همه آن چیزهایی که دردت می آورند ...
...

جیب خالی و حال روحی خراب و دو تا امتحان افتضاح ترکیب با مزه ایست!

برای بهتر امتحان دادن و التیام روح به سفر می روم.
جیب خالی را هم اجالتا بی خیال.
ahoi!

ماهیت زندگی اراسموس وبورس های این چنینی،زندگی های پنج ماهه و دوستی های پررنگ ولی کوتاه، هم برای خودش عالمی دارد.
دوستی هایی که به سبب شرایط موقتی زندگی اراسموسی ها شکل می گیرد متفاوت از بقیه دوستی هاست.

سفر به خیر میشا!

2/20/2007

کفش های گلی-3

تجربه های جدید
تجربه های زندگی(!)

تجربه هاست که
جایی میان گلو
برجسته می شود و راه تنفس را می بندد
بغض؟نه!
بغض که نیست!

راه می روی،
زیر بارانی که نمی بارد
روی زمین هایی که چند روزی می شود خیس نیستند.
کنسرت جاز و برق ساکسفون های طلایی رنگ،کمی خستگی از روح ام پاک کرد. ...
کفش های گلی-2

روزهایی هست
که بارانی است.
صبح هایی هست که
یک سرخمودی است و خمودی

تاخیرهای گاه و بی گاه
راه ها میان بر می شود وجنگلی.

2/14/2007

گفتم از تنهایی ها که بگذری،همه چیز خوب است.
گفت تنهایی درد بی درمانی است.
زیر لب گفتم درد؟
گفت دردی که خیلی ها حتی در خواب های بی آرام هم تجربه اش نکرده اند.
تکرار کردم درد،درد،درد ...

عادت می کنیم.به همه چیز.حتی دردهای بی درمان.
کفش های گلی-یک

خستگی ها تل انبار شده
صبح ها که خواب می مانم
صبح ها که برای همه چیز دیر می شود
راه های میان بر جنگلی است و
پوتین های خیس از باران شب گذشته

2/09/2007

کفش های گلی - صفر

امروز هم،مثل دو روزِ گذشته
باران می بارد

بازی ابر و آفتاب
گاه به گاه
کلافه ام می کند
کاهش توانایی های زبانی/کلامی، کاهش پیجیدگی ذهنی

شناختی که از درون به بیرون نمایانده می شود،چیزی خواهد بود بسیار دور از آنچه در ذهن پرورده ای.
چرا نگاه نکردم ؟
یک قهقه ی کودکانه ته دلم مشغول تاب بازی است ...