1/31/2007

کمی طورِ دیگر!

رفتم برای ویزیت پزشکی برای کارت اقامت.تست ریه و عکس از ریه ها.ریه ها مشکل نداشت،ستون فقرات انحراف دارد!مثل اینکه با انحراف ستون مهره ها هم می توان در این مملکت اقامت داشت.خیالم راحت شد!

1/22/2007

قرارداد می بندیم!

1/21/2007

یوسف هم داره بزرگ می شه ...
دو روز بند کیف ام رو گاز گرفت و با من اومد مدرسه. روز سوم ازش پرسیدم میای،غر کوچولویی زد و گفت خوابم میاد.گذاشتم بخوابه.شب شد و من خسته برگشتم خونه. از خستگی بود یا دلِ تنگ ، نمی دونم،زده بودم زیرِ گریه که دیدم داره موهامو می کَنه. داشت نازم می کرد،اینو وقتی دهن اش از اعتراض من باز مونده بود فهمیدم. ... بعدش هم فهمیدم بزرگ شده ...
دیشب قبل از اینکه خوابم ببره داشت میگفت قصد داره بره سفر،اون هم بَک پَک ...
تو نگاه ،هیچ

چشم هات، نگاه ات
هر دو را با هم
زیبا می یابم.زیبا.
اکنون زچه ترسیم که در عین بلائیم ...

آره رفیق!وقتی بیایی، می بینی.لمس میکنی،همه چیز اش رو.از نزدیکِ نزدیکِ نزدیک. ناگهان خودت رو از اول می بینی. دوباره می بینی. ... همه ترس هات بی رنگ و بی معنی می شن. ... هم اندازه خودت شاد می شی،قدِ یه دنیا غصه می شینه رو دلت. ... گریه می کنی به اندازه تمام عمرت. ... نفس می کشی ،عمیق...

پ . ن -آنارخوس باورم نمی شه آخر این هفته دارم ات!
کمی عاشقانه رقیق،آرام ...

دل ام هوای اون خونه رو داره. با سماور اش که قل قل اش از یه چای خوش مزه می گه. با شومینه اش که دودِ سیگارم رو بالا می کشه.با مبل کنار شومینه اش که توش لم داده باشه.با خودم که روی دسته مبل کنارش نشسته باشم و بهش زل بزنم و تابِ نگاه ام رو نیاره ...
از بی معنی با معنی تر ...

این هفته هم تمام شد،با روزی ده ساعت کلاس، با سلام های بی معنی،با شب خوش های بی معنی تر .

1/17/2007

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

آره رفیق!اینجوری هاست!البته که نه که بد شده باشه ها!!
L’amoure de vacance!

از این عشق های کوچولو و کوتاه.پر شدن از این حس های خوب،از پر کشیدن برای دیدار دوباره. از این حالی به حالی شدن هایی که مالِ خودِ خودته. ... از این عشق های دوره تعطیلات ...