3/15/2007

چهارشنبه سوری

این سه شنبه هم مثل همه سه شنبه ها. از صبح کلاس تا شش عصر،بعد هم تا هشت شب آواز خواندن و داد های به جا و بی جای ناتالیا را تحمل کردن.فالش می خوانم آخر! سینمای آخر شب اما این بار استثنایی بود.از خستگی اوایل فیلم خوابم برد و با موزیک تیتراژ پایانی بیدار شدم!
یادم نبود چهارشنبه سوری است.چهارده مارس و مِقکدی را چه کار به آخرین شب چهار شنبه سال!اگر این هموطن را وسط راه نمی دیدم نمی فهمیدم ...

همه جا امن و امان است. از صدای ترق و تروق هم خبری نیست. اینجا،حتی خیابان خوابی هم در کار نیست که دل به آتش نیمه شب اش در یک محله پرت و پلا خوش کنی. ...

No comments:

Post a Comment