3/21/2007

سین هفتم -1

فکر کنم امروز خیلی از هم کلاسی ها دلشان خواست ایرانی باشند که به هوای سال جدید ایرانی اتوریزاسیون غیبت از کلاس این زنیکه را بگیرند!( به این خانوم استاد زیادی بد و بی راه گفتم.امروز کلی راه آمد با من) همه جا جار زدم سال جدید ماست و می خواهم جشن بگیرم و اینطور کلاس های بعد ازظهر را با تبریکات مفصل و رسمی پیچاندم! ... بعد ازظهر به خرید شیرینی و ادوات هفت سین گذشت. ... یک سین کم است ...

سین هفتم-2

خانه را سابیدم.سر تا پا. ... برقی می زند شب سال نویی! کوه ظرف های نشسته هم نشست کرد به برکت شب عید! ... یک سین کم است ...

سین هفتم-3

چه سبزی پلویی! برای خودم سبزی پلوی شب عید درست کردم.( همین جا از اتوپوس که صبوری در آشپزی به من آموخت تشکر می کنم!) تخم مرغ هم رنگ کردم. رنگ که البته چه عرض کنم! سکه ی نیم بهار و بهار و پهلوی و غیره ندارم. به جایش کرون دانمارکی گذاشتم به یاد تک تک لحظه های خوبی که با پیمان در کپنهاگ داشتم. حافظ و شراب هم که جای خود. ... یک سین کم است ...

سین هفتم-4

سرکه،سیب،سکه،سوسن،سنبل و سیر. ساقه های سبزِ نرگس هایم جای سبزه قبول است؟! ... سین هفتم شاید خودم هستم با یک سر پر شور ...

سال نو مبارک. ... با آرزوی سلامتی و دل خوش.

No comments:

Post a Comment