1/21/2007

اکنون زچه ترسیم که در عین بلائیم ...

آره رفیق!وقتی بیایی، می بینی.لمس میکنی،همه چیز اش رو.از نزدیکِ نزدیکِ نزدیک. ناگهان خودت رو از اول می بینی. دوباره می بینی. ... همه ترس هات بی رنگ و بی معنی می شن. ... هم اندازه خودت شاد می شی،قدِ یه دنیا غصه می شینه رو دلت. ... گریه می کنی به اندازه تمام عمرت. ... نفس می کشی ،عمیق...

پ . ن -آنارخوس باورم نمی شه آخر این هفته دارم ات!

No comments:

Post a Comment