12/15/2006

چند روز پیش ایمیل آبجی خانوم،مبتنی بر انداختن کوسه در مخزن زندگی ،را دریافت کردم.با مزه بود!از چالش و این داستان ها صحبت می کرد... با یک بررسی روی زندگی خودم -در دو مقیاس ماکرو و میکرو- یک چیزهایی یادم آمد! فکر کنم بیست و اندی سال پیش بود که کوسه ای در مخزن زندگی من وچندین ملیون نفر از هم وطنان افتاد.یک عده را که غورت داد،آن هم درسته!یک عده هم قایم شدند،یک تعدادی هم به تکاپو افتادند،هر تکاپویی بخواهی!(مثلا همین مخزن عوض کردن!) این از بررسی ماکرو.
اما میکروش!به خودم و زندگی شخصیم که نگاه کردم به نکته ای رسیدم!! (عجب!!!) ... سرکارِ خانوم!آبجیِ محترمه که عزیزِ دلمی!!!آن چیزی که افتاد در زندگی بنده،کوسه نبود!یک کک بود که یک راست راهِ تنبان من را پیش گرفت و تا من را به این آبادی نرساند ول ام نکرد.ضمنا چالش و این داستان ها هم یک جورهایی آوازِ دهل است!خواستی نزدیک اش شوی باید هوای گوش ات را داشته باشی .علی الخصوص که دهل اش فرانسوی باشد!!!!
مقصود از این همه پرحرفی این بود که شمه ای از عمق تفکر و نکته سنجی ام را برسانم.به کی و کجاش را هم نمی دانم!!

No comments:

Post a Comment