10/03/2006

شفافیت

شفافیت!!!



اینجا ابعاد شفافیت خیلی گسترده است.مخصوصا شب ها که چراغ ها روشن می شود و مخصوصا برای من که به اتاق های بلوک بی مشرف ام و می بینم که اینجا و آنجا،در این اتاق و آن اتاق زندگی چطور جریان دارد.راست میگویی!دید میزنم و دید زده می شوم.چند وقتی است بی خیال پایین کشیدن کرکره شده ام.اینطور صدای باران را بهتر می شنوم ...

یا اینجا همه چیز شفاف است یا من از جنس سرزمینی هستم که همه چیز اش هزار لا پوشانده می شود. اینجا نیازها ساده بیان می شوند.داشتن چند تلفن وقت و بی وقت از عرب و عجم و زرد و سیاه که : "خوشگله!امشب دلم میخواد بات بخوابم،هستی بیام پیشت؟" برایم عادی شده! ... یا از این ساده تر، وقتی دست شویی هستی و در کابین بغلی-دوش-یک نفر حضورت را فراموش می کند و زیر آب مشغول یک خودارضایی پر حرارت می شود!...

همسایه عرب ام همراه دوستانش در این ماه مبارک روزه می گیرند و ساعت سه صبح،سحر گاهان،برای درست کردن سحری طویله قشنگی در راهروی آخر بلوک سی،در همسایه گی ام،بر پا می شود!!!

دراینجا،مجموعه 603 اتاقه لا بری،لیموژ، زندگی به معنای حقیقی اش در جریان است.تا به حال انقدر برهنه با زندگی روبه رو نشده بودم.

کنار درس،مشغول به کسب تجربیاتی هستم که در جعبه هیچ عطاری نظیرش یافت نمی شود!!!!

No comments:

Post a Comment