8/30/2006

به کانگارو فکر نکن.به کانگارو فکر نکن.به کانگارو فکر نکن.به کانگارو فکر نکن.به کانگارو فکر نکن و ... به کانگارو فکر نمی کنم.می خوابم،چند ساعت یا حتی چند روز متوالی.اما چشم هایم را که از هم باز می کنم، یک گله کانگارو با آن پاهای پهن در سرم ورجه وورجه می کنند.این همه کانگارو؟! ... پلک هایم چه ضربانی دارند!ضربان های نامنظم و محکم تر از تپش قلبم!

No comments:

Post a Comment