6/08/2006

Welcome to my truth

با زحمت زیاد خشمم را زایمان می کنم.از خشمم بوقلمون نسبتا اهلی ای می سازم و در پرچین گوشه حیاط خانه ام تغذیه اش می کنم تا پروار شود.خوب که پروار شد،عید شکر گذاری برگزار می کنم و برای شام عید، این بوقلمون اهلی شده را درسته و کباب نشده،می بلعم.

خشمت را مثل آدامس بادکنکی،باد می کنی و از دهانت چسبناک و مرطوب بیرون می اندازی.از خشمت کفتار گرسنه ای می سازی و رهایش می کنی.انقدر گرسنه که عید شکر گزاری دیروز،قبل از ناهار،همتای بوقلمونی اش را درید!

انگیزه پیدا کردم برای شام عید شکرگزاری این بار بوقلمون آش و لاش شده را کباب کنم و بعد ببلعم.

No comments:

Post a Comment