6/15/2006

نشست مطبوعاتی


نگرانند.هر کدام یک گوشه اتاق نشستیم و من از نگرانی شان نگران.یک خال کوبی موقت و مجانی روی بازو دارد.بالای بازویش شبیه چشم چشم،دو ابرو ،کبود شده.در تجمع بیست و دوم کسی که کتک نخورد،ملت احساس کتک خوردگی کردند و این احساس انقدر قوی بود که نمود ظاهری پیدا کرد!از هیچ گازی هم که استفاده نشد،مانتو های مشکی باز هم به خاطر توهم قوی ملت به استعمال گازهای مختلف،خیلی اتفاقی پر از لکه های قرمز و زرد شد.هیچ عکس و مدرک قابل استنادی هم که از صحنه های درگیری فیزیکی وجود ندارد.آخر این سلیطه ها برای تجمع صنفی شان مجوز نداشتند.خوب کتک بخورند،ببخشید،احساس کنند کتک خوردند، نوش جان! ... بچه ها نظریه ها دارند،همه اینها به خاطر مغشوش جلوه دادن وجهه قشنگ و بی نقص حقوق بشر در ایران است. ...


"...کفاره نادانی ما چندان سنگین است
که به جبران اش دیری باید
هر زمان منتظر فاجعه ئی دیگر باشیم."

No comments:

Post a Comment