5/05/2006

Virgin Maria

یک بغض بلاتکلیف وسط گلوم گیر کرده.این بار متفاوت از همیشه،غیر ارادی بلعیده نشد.جایی ، وسط های مری،گیراش انداختم.نه راه پیش برایش گذاشتم و نه راه پس!
چرا انقدر غریب نگاهم می کنی؟ها ها!تا به حال صدای بلندم را نشنیده بودی؟

No comments:

Post a Comment