5/28/2006

آخرین خانوم اجازه!

یکی از "خانوم اجازه ها" الان تماس گرفت و نگرانِ نمره پایان ترم خودش و هم کلاسی هاش بود.خانم مدیر امروز لطف بزرگی در حق شاگردان من کرده بود و یک ربع قبل از شروع آخرین امتحان بچه ها، از نمره های درس فیزیک ( که من مدرشس بودم) برایشان مرسیه ساخته بود. ... قدر خانم پ (معلم منفور ترم اول!) رو ندونستین،باید نمره های این ترمتون رو ببینین و ... صحبت هایی از این قبیل.
امیدوارم تحت تاثیر این سخن سرایی خانم مدیر بچه ها امتحان امروزشان را نابود نکرده باشند.
امتحان را بیش از حد تصور ساده گرفته بودم.جوجه ها هم بیش از حد تصور درس نخوانده بودند!تا دو روز بعد از امتحان مدرسه حالم از نمره های بچه ها گرفته بود.اتفاقی که افتاده نتیجه ساده ای از برخوردهای خودم سر کلاس بود.فضای بسیار دوستانه و خالی از اضطرابی ایجاد کرده بودم.فکر کنم همین وضعیت تا حد قابل توجهی باعث شد بچه ها درس را جدی نگیرند و برای امتحان زیادی با خیال راحت درس بخوانند!البته از نظر من مشکلی نبود.این نمره ها،چه کم و چه بالا،کوچک ترین تاثیری دز زندگی جوجه ها ندارد.خودم هم به درسی که می دادم اعتقادی نداشتم! همواره معتقدم این سیستم آموزشی سرتاسرش افتضاح مجسم است و من یکه و تنها با روش خودم جلوی سیستم قد علم کردم.نتیجه واضح بود.تنفر معلمها و کادر مدرسه از من.علاقه زیاد بچه ها به من.نمره های کم پایانی که از نظر من کاملا کافی بود و ورقه ها نشان دهنده فهم نسبی بچه ها از کل درس. ... برای ادامه تدریس در دبیرستان باید استراتژی های مفید تری تدوین کنم!

پ.ن دلم برای جوجه ها تنگ خواهد شد.دلم برای شنیدن فریاد ناگهانی یکی از جوجه ها که معترض یا متعجب یا پر از سوال داد می کشد :خانووووم! هم تنگ خواهد شد.

No comments:

Post a Comment