4/23/2006

اندر باب تجارت هیزم


سابق بر این گفته می شد تا هیزم تری به کسی نفروشی،طرف هم پا روی دم ات نمی گذارد.البته اگر دم داشته باشی.اگر هم نداشته باشی که پس از فروش هیزم تر،مخصوصا در زمستان،خودت را دم می کند و بعد هم پای اش را می گذارد روی دم تازه تاسیس.(!)
حکایت ما هم با این هیزم و مشتری هیزم چیز غریبی شده.من از ابتدا به ساکن هیزم فروش نبودم.تا به حال هم به کسی حتی محض تفنن هیزم نفروختم،چه رسد به هیزم تر.اما این آقا بد جوری پا روی دم من می گذارد.هر از چند گاهی پاهاش یادِ دم من می کند.این روزها هم که شاه پسر قد کشیده و از هر طرف که فکر کنی لنگ هاش به دم من گیر می کند.نه.هر جور حساب می کنم دم من دراز نشده!تا ببینیم عاقبت چه شود.

No comments:

Post a Comment