3/29/2005

من سردم است
انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد.
......
هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت.

3/16/2005

افسردگی پس از زایمان.

3/04/2005

عصبانی و عصبانی و عصبانی.حق نداشت.کثافتِ پست فطرت.چطور به خودش اجازه داد؟اون من رو چی فرض کرده؟
هاها!خوشم اومد رو دست خورد!چرا من؟........بعضی ها چقدر ساده عقده هایِ بیماری سازشون رو نشون می دن!با یک نمره!فقط یک نمره که به نظرشون می تونه خیلی مهم باشه!.......... این اِن امین اتفاق مشابه در این چند وقت اخیر بوده.اگر بخوام بلایای مشابهِ دور و بری ها رو هم بهش اضافه کنم،می شه هزار-اِن امین اتفاق مشابه.این یعنی چی؟.......ولش کن.ایگنور اش کن.تو اولین نفری نیستی که قربانی نگاهِ ابزاری شدی و مفت و مسلم حق ات ضایع شد.آخریش هم نخواهی بود.هر روز،هر جای دنیا،هزاران نفر،چه زن و چه مرد،دارن به اسباب بازیِ کاملی تبدیل می شن.نگران نباش.بالاخره یه چیزی میشه دیگه. ........چالشِ دوست داشتنی ایه برای پدیده ای مثل من با همه ی ادعا ها و ایده ها و دغدغه ها و نگرانی ها.این، حداقل توانایی هست که به عنوان یک جانورِ فعال و همیشه منتقد و عموما مخالف ، می تونم در خودم به وجود بیارم.نشکستن از سنگینی و خستگیِ بارِ وحشتناک ِ بیماری های اجتماعی که گاها مثل سیلی می خوره تو صورتت .........چالشِ دوست داشتنیِ من!

3/01/2005

زندگی،تناقض و دیگر هیچ. ...
خالی.یک میان تهی با خلائی که مکش درست کرده.گاهی لذت بخش.گاهی دردناک.گاهی تنها عنصر آگاهی من از حیات.(حیات؟)
هزارن بار این مکشِ گرداب وار را به تصاویر پر رنگ و کاذب ترجیح میدهم.هزاران هزار هزار بار.