12/07/2005

تریستانوی در حال احتضارِ تابوکی با پرش های ذهنی مخصوص به خودش + تجربه مدرنیته شارل برمن با توضیحات صریح و شفاف اش +عدالت به مثابه انصافِ رالز با تلاشِ بیش از حد برای ترسیم دنیای آرمانی ِ مملو از دموکراسی و عدالت اش + صدای ریش تراش بابا که داره اعلام میکنه من دارم می رم شمال و می خوام از این هوای کثافت تهران فرار کنم تا قلب ام واینستاده،کسی نمی آد؟ + جنس دومِ دوبوار با لحنی که برای الانِ من زیادی دراماتیک محسوب می شه+the next best thing که خودِ فیلم آمریکاییه+تصاویر محو و پراکنده Arabian nights پازولینی که هی می آن جلوی چشمم و می رن و من چیزِ زیادی ازشون سر در نمی آرم + دو هفته بی تابی و خشم و دلتنگی +ناهار سنگین و مزخرف ظهرکه هنوز هضم نشده و کارهای عقب افتاده و تل انبار شده به میزانِ لازم. ...
دلم می خواد ناخن هام رو فرو کنم تو گلوم و بعد دستهام رو به دو سمت مخالف به طرف بیرون بکشم و خودم رو به افتضاح ترین و طولانی ترین شکل ممکن متلاشی کنم.
دلم می خواد انقدر جیغ بکشم که دیگه نفسم بالا نیاد.
هفته پیش همین موقع ها بود که برای اولین بار درصد الکل خونم از حدِ بحرانی گذشت و برای دوستان دردسر آفرین شدم .به سرم زده برای بار دوم هم این حرکت رو انجام بدم،البته تنها،شاید فرجی شد!
ضمنا باید اعتراف کنم که شدیدا هوس کارتون زبل خان کردم.هیچ کس نمیتونه تصور کنه که این هوس چقدر عمیق و وحشتناکه.نمی دونم باید از کجا گیر بیارم.راستی بعد از اینکه زبل خان دستش رو دراز می کرد و شیر رو می گرفت چی کار می کرد؟

No comments:

Post a Comment