12/12/2005

Je voudrais faire mes etude en …?

شباهت زیادی به یک مصاحبه رسمی و اداری نداشت!احساس کردم آمدم تا با این پیرمردِ فرانسوی با مزه گپی بزنم،قهوه ای بخورم و بعد هم با خوشوقت شدن از آشناییش بروم به بقیه کارهام برسم.با سوال های کلیشه ای ومعمولیِ هر مصاحبه ای شروع می شد،به کنجکاوی های شخصی اَلن می رسید و توضیحاتی که درباره خودش و نظراتش می داد و با صدای بلندِ خنده من به پایان میرسید.برای سنجش زبان فرانسه بهم دیکته گفت!!!خوشبختانه فقط یک e را خوردم!نمی دانم که وانمود می کرد انگلیسی خوب بلد نیست یا واقعا نمی توانست منظورش را برساند!آخر سر هم به خاطر انگلیسی افتضاحش عذر خواهی کرد!یک مصاحبه-مکالمه مخلوطِ فرانسه-انگلیسی!در انتها گفت مدارک ات رو بفرست،immediatement .بعد هم کارت ویزیت اش را بهم داد تا درصورت سوال یا ابهام با او در تماس باشم.بهترین نکته کل مصاحبه همین جا بود.دست کرد در جیب بغل کت اش،یک دسته کارت ویزیت را که با کِش(مشابه کش ماست!) به هم وصل کرده بود در آورد و یکی از آن کارت ها را به من داد.عالی بود.اصل پیرمردِ منظم!

کوچکترین ایده ای ندارم که چه پیش می آید و به کجا خواهد رسید ،به عبارتی خواهم رسید.(!) امروز صبح نامه ام را لوله کردم و در بطری جا دادم و به اقیانوس پرت کردم.نمی دانم به چه کسی خواهد رسید،چه کسی و در چه حالی بازش خواهد کرد و نمی دانم که اوایل ژانویه باید در انتظار چه باشم.شاید بار دوم که به اسکله آمدم بطری خورم را دیم که باز نشده به دست خودم برگشته!
(البته نامه لوله شده استعاره از بیست صفحه اپلیکیشن فرم و مدارک ضمیمه هست و بطری و اقیانوس هم استعاره از پست دی اچ ال!!)

No comments:

Post a Comment