12/23/2005

یک چیزِ بدآیند

بدم می آید،خیلی بدم می آید،خیلی خیلی بدم می آید وقتی کسی پیدا می شود که سال تا سال سراغ از آدم نمی گیرد و با این نکته که سیزده ماه در سال به پریود روانی مبتلاست و انواع بحران های کشف شده در دنیا فقط و فقط به سراغ او می آید نبودنش را توجیه می کند و اینکه همیشه با عبارتِ آهنگین آی مردمِ دنیا این شما هستید که باید مرا درک کنید به اعتراضات خاتمه می دهد، یک هو سر و کله اش پیدا می شود و در افتضاحی که تو کمترین نقشی نداشتی از تو عاجزانه تقاضای کمک می کند!... بعله! در آمدنِ گندِ خاله زنک بازی و دهن لقیِ ملتِ سیمپاتی نما و سنگِ صبور نما ،سوخت و سوز ندارد،صرفا دیر و زود دارد! ... به یاد داشته باشیم که همیشه امکان استفراغ کردن گهِ خورده شده در توالت و بعد رویش یک سیفون کشیدن وجود ندارد. ... از بنده به دوستان گیر افتاده در این وضعیت نصیحت که بیخودی عق نزنید.چیزی ازش در نمیاد.

No comments:

Post a Comment