4/24/2005

دلم تنگ شده.نپرس برای چی یا برای کی.شاید برای تو،شاید برای یک بوسه به پیشانی اش قبل از عمیق شدن خواب،شاید برای یک روز بارانی،شاید برای چند لحظه آگاهی کودکانه یا حتی عجله نوشیدن یک فنجان قهوه داغ و بدمزه. نمی دانم.
هنوز نفهمیدم عمق نوستالژی هایم با عمق حضورم در لحظات رابطه مستقیم دارند یا معکوس؟

No comments:

Post a Comment