2/04/2005

هه هه!چه رویا ها!ساختن جامعه ی ایده آلم.یک اجتماع پنج-شش نفریِ ایده آل،بدون کنترل و نظارت و رهبر و قانون،بدون شکل و سیال، در بطن یک دنیای غیر ایده آل.یک جوانه زنی هتروژن و بعد ... یک روز صبح از خواب پا شدی دیدی که خشکِ خشک شده.ظاهرا سالمه،اما از ریشه خشک شده.بهش دست که زدی،دیدی از خاک خارج شد و درسته اومد تو دستت. ... بریز تو سطل آشغال.آب و خاک و نور خورشیدِ بیشتر دردی دوا نمی کنه.واقع بین باش!ها هاه!

No comments:

Post a Comment