12/29/2004

دلم تنگ شده.دلم خیلی تنگ شده. ... واسه ی؟ ....برای اون. ...اون؟...هاه!یادم اومد.دروغ بود. ...یعنی ...توهم بود...وجود خارجی نداشت!
من دلم برای تجسم دروغ هام تنگ شده.گریه میکنم.جیغ میکشم.اشک هام رو پاک میکنم.تو دستمال فین میکنم.پوز خند میزنم و به امتحان شنبه فکر میکنم.

No comments:

Post a Comment