11/24/2004

جزئیات،جزئیات و باز هم جزئیات.گاهی آزار دهنده و مزاحم،گاهی وقت گیر،گاهی به شدت زیبا و لذت بخش و ...به این سادگی نمیشه از لیست مواردی که باید بهشون دقت داشت، حذف شن!
انقدر فریاد زدن لازم هست؟!......گاهی آستانه خیلی دیر پیش می آد،انقدر دیر که حتی نمیتونی تصور کنی که پیش می آد!اما وقتی به این آستانه رسیدی و همه چیز رو تموم کردی تازه میفهمی به تنهایی میشه چقدر رها بود و سبک و شاد........موهام رو که انقدر کوتاه کردم،احساس زنی رو دارم که نوزاد اش رو از شکم اش خارج کردن!انگار که جنین من یک سال لابه لای موهام رشد کرده بود!!!.............آره.اینجا سرزمین سادگی هاست.سادگی که بوی خاک بارون خورده میده.اما یه کم که گوشهات رو تیز کنی،یه کم که زیر بوته ها رو بگردی،کمی عمیق تر نفس بکشی،یه چیزایی هست که تازه پیداشون میکنی.تازه وسوسه میشی که یک جا آروم بگیری و با صبر و حوصله رمز و رازشون رو باز کنی.اونوقته که حتی از خط متحرک نارنجی رنگی که یه هواپیمای در حال پرواز ،کمی بالاتر از خط افق،درست کرده میتونی الهام بگیری و کارهای بزرگی بکنی............دست به کار شو.از این توده ی کروی و نرم و قرمز یک بینی برای خودت درست کن و روی صورتت جا بده.دلقک شو وتصویر دلقک های غمگین را برای همیشه طور دیگری بساز......................

No comments:

Post a Comment