11/08/2004

بعد از...نمیدونم بعد از چند وقت،دوباره،با هم،سر یک کلاس نشستیم و "بغل دستی" شدیم.یک ساعت بیشتر طول نکشید،اما واقعا برای من مطلوب بود. ... درست مثل خواب آلودگی یک صبح زود،بعد از یک شب زنده داری طولانی،از این اتاق به یک اتاق دیگه ،سرگردان، حرکت میکنی.من الان باید چی کار کنم؟این آدم ها تو خونه ی من چه میکنن؟چرا من بیدارم؟ ... تهران-یازده صبح –تنها .هوا آفتابی و تا خرخره دودآلود و "کثیف".یک ماگ دسته دار،دو قطعه یخ،جانی واکر.به سلامتیه ...ا مممم.نع.به امید تبدیل شدن تهوع روانی به تهوع فیزیکی! ... خوش میگذره؟نمیگذره!گیر کرده!-اما فردا میاد.نمیاد.چرا میاد.راس میگی.میاد.گیر کردی اما فردا هم میاد و فرداش و فرداش.دائم الخمر میشی برای اینکه فراموش کنی دائم الخمر شدی. ...

No comments:

Post a Comment