11/26/2004

کنار آتیش نشسته بود.تنها.خبری از صدای جیرینگ-جیرینگ پا بند کولی ها نبود.سرد شده بود.شاید کولی ها هم مثل فلامینگو ها به جاهای گرم مهاجرت کرده بودند.دستمال سر قرمز اش رو داشت باز میکرد ...حتی هوا ابری نبود،ماه، بی احساس و بی خیال دایره ای به شعاع دو متر و نیم رو روشن کرده بود....دلفین ها کجا بودند؟این چندمین غروب ماه بود ؟چند تا غروب رو دیده بود و هر بار غیر از پرواز ناگهانی و دسته جمعی پرنده ها چیزی ندیده بود؟...."دلفین ها هم پرواز میکنند.مطمئنم " یه روزی،یکی گفته بود موقع طلوع آفتاب میشه پروازشون رو دید.دلفین ها پرواز میکنند...چیزی به غروب کامل ماه نمونده.باد میاد و جسد های آویخته شده از درختِ سر تپه رو با حرکات بی نظمی حرکت میده....دلفین ها....

No comments:

Post a Comment