9/18/2004

هوا سرد شده
یک سردی دلچسب
دوست ندارم لباس بیشتری بپوشم
بگذار سرما رو خوب حس کنم

هر آتیشی
هر چقدر بزرگ
وقتی توش هیزم نریزی
خاموش میشه
انگار که هیچوقت نبوده

بگذار به این آتیش
هیچ هیزمی اضافه نکنم
بگذار بسوزه
و
من،سوختنش رو تماشا کنم
بگذار مدتی آواز نخونم
بگذار مدتی آهسته برقصم
بگذار مدتی آن "ترنم مرموز"را مثل ترانه ای خیابانی سوت بزنم
بگذار سرما را با لباس تابستانی
تا مغز استخوان
احساس کنم.

هوا سرد شده.
یک سرمای دلچسب.

No comments:

Post a Comment