8/30/2004

همممممممممممممممم....راستش کمی برام سفرنامه نویسی مشکله.یعنی اینکه به طور دقیق وارد جزئیات شم و درباره شون بنویسم،برام کار خسته کننده ایه.بیشتر ترجیح میدم از اتفاق هایی که افتاد حرف بزنم و چیزایی که توجه ام رو به خودشون جلب کرد...
شوروی فروپاشی کرده و سیستم هم ظاهرا عوض شده،اما همه چیز در حد همین ظاهر باقی مونده.هنوز سایه کی.جی.بی رو میشه روی روسیه سرخ احساس کرد.به محض ورودمون به مسکو،حدود سه ساعت در فرودگاه معطل شدیم.چرا؟چون اولین گروه ایرانی بودیم که از طریق اون فرودگاه وارد میشدیم و متصدی ها از وزارت کشور چیزی مبنی بر اجازه ورود ما دریافت نکرده بودن!سه ساعت تمام برای اینکه لیست اسامی ما از طرف وزارت کشور به فرودگاه فکس شه ،طول کشید. ازسیستم بروکراتیک و کاغذ بازی های مرسوم در امان نموندیم.سه ساعت برای افرادی که از دو و نیم صبح در فرودگاه بودن زمان طولانی ای محسوب میشه!
از اون فرودگاه تا خود شهر یک ساعت ونیم راه بود و از مرز شهر تا هتل یک ساعت و نیم دیگه.با احتساب ترافیک ما چیزی در حدود چهر ساعت و خرده ای در راه بودیم.
مسکو شهر خاصی اِ.خیلی بزرگ و سبز.شش فرودگاه داره.در چهارتاش پروازهای بین المللی و داخلی انجام میشه و دوتای دیگه منحصرا داخلی.چهار حلقه دور مسکو قرار داره.چهار جاده کمربندی دایره وار،دور تا دور شهر.ترافیک اش مثل تهرانه و کاملا غیرقابل پیشبینی.معماری شهر خیلی خاصِ خودشه.تمام خونه ها مثل همه وخیلی یکدست.از روی خونه ها ابدا نمیشه تشخیص داد که در چه جور محله ای قرار داری،صرفا حدود وضعیت اقتصادی یک محله رو از روی ماشین هاش میتونستی بفهمی. ... واییییییی پسر چه ماشینایی بود!سرم از توپی بعضی هاشون کاملا سووووووووووووووووووت میکشید!
هتل ما جایی در شرق مسکو بود،یک محله مسکونی و بسیار بسیار سبز.
یاهو ودر چرت و پرت محض درباره ی مسکو گفته بود!دو روز نصفی هوای مسکو به حدی گرم بود که من با تاپ عرق میریختم وقسمت هایی از بدنم که از لباس بیرون بود الان حسابی آفتاب گرفته و برای من که پوست وحشتناک سفیدی دارم،برنزه محسوب میشه!
این از روز اول!

No comments:

Post a Comment