8/07/2004

نَخَراش!بت ها را نخراش!بازي؟نه.تو را و من را,ميانه ي لذت درگير خواهد كرد.مسخ و مدهوش خواهيم شد...صداي شكستن مي آيد.صداي شكسته شدن,مي آيد...گَرد شده ي "اسطوره"را بادهاي مرطوبِ باران زاي مديترانه اي و بادِ سردِ شمالي,با خود پراكنده خواهند كرد."اسطوره"با خاك يكي ميشود.من, ژنده پوشِ عرياني ,ميمانم و سكوت از گوشِ ميانيِ تنهايي زاده ميشود. ...قطب نماي من كو؟!

تنها تسكيني لحظه اي بر وياري تمام نشدني,با استفراغ يك پاراگراف كلمه!

No comments:

Post a Comment