8/01/2004

بعضي از اين عكس هاي مكش مرگِ منِ ملت تو اوركات هم بد فرم من رو به سمت نابودي سوق ميده,وقتي ميبينم يه دو سه دور ,دور خودم ميچرخم بعد با صورت ميرم تو ديوار!مور مور شدن بعد اش بماند.ترجيح ميدادم از پا به سقف آويزونم كنن و روزي ده بار بيان تابم بدن,تا اينكه اينجوري,سرِ اين پروژه هه ول معطل باشم.پروژه هه كه چه عرض كنم.پروژه ها.فقط ميتونم بگم فاااااااك.فاك.فاك.ميدوني چيه؟كاش به جاي اينكه تخمم در رحمِ مادرم كاشته شده بود,يك دونه رو در گلدون ميكاشتن,تا الان,بعدِ 22 سال,حالش رو ببرن,نه اينكه من رو به علاوه خودشون خفه كنن.البته نبايد منكر شد كه بي عرضگي و چلفت بودن خودم هم كم كار نداده دستم!يه چكش.يه چكش ميشه از كجا گير آورد؟البته پتك بيشتر به كارم مياد.كم كم دارم تو اينهمه فانتزي كه براي خودم ساختم,ريز و ريز تر ميشم...

No comments:

Post a Comment