7/13/2004

پروژه ام از بيرون و در حد مقاله خوندن و كار تئوري جالب بود,اما الان كه دارم روش كار عملي ميكنم,به شدت فرايندِ فرسايشي و مزخرفيه.هر روز و هر روز و هر روز.چهل و دو نمونه فقط بري يك تست.با پديده هاي جالبي هم اين وسط ميشه برخورد كرد.مثلا دانشجوي محترمي كه ديروز داشت پاش رو ميكوبيد رو زمين كه اينجايي كه شما بساط پهن كردين جاي منه!!!بريد يه جاي ديگه!حالا هرچي سعي كن بهش بفهمون كه آقا جان,ما داريم با اسيد كار ميكنيم و موادمون بخار سمي داره,بايد كنار پنجره باشيم ,تو كله اش نرفت كه نرفت كه نرفت!جالب اينجاست كه تنها مزاحمتي كه داشتيم,يه باريكه سيمِ همزن بود كه براي رسيدن به پريز بايد از گوشه بالايي بساط اين آقا رد ميشد!از طرف ديگه آب هم قطع بود.بايد ميرفتيم از دهِ پايين,ببخشيد دو طبقه پايين تر,آب مي اورديم بالا!من و سارا هم كه عين گدايان سامرا,دنبال ارلن ماير بوديم!آزمايشگاه سراميك هاي پيشرفته ي دانشگاه علم و صنعت,كه خبر مرگش قطبِ مواد كشور محسوب ميشه,از دارِ دنيا تنها يك ارلن داره!!!و ما براي كارمون حداقل به 4 ارلن احتياج داريم! از حق نگذريم,منظره ي پنجره هاي آزمايشگاه ,واقعا خوشگله,رو به كوه,شرق تهران هم زياد ساختمون بلند نداره و اونور هم به جنگل هاي شيان مشرفه,از طبقه چهارم واقعا همه چي خوب و سرسبز به نظر مياد...واي,وقتي به مراحل بعدي كارمون فكر ميكنم ,يه كم تنم ميلرزه.مراحل بعدي بايد با XRD و XRF و يه سري چرت و پرت ديگه كار كنيم كه مسئول هاش يكي از يكي عقده اي تر هستن.پريروز ميخواستيم با ايكس آر اف نوع ناخالصي كربنات كلسيم مون رو تعيين كنيم,آقا گفتن نميشه,ميگم چرا,ميگه چون اين ماده در اثر برخورد با هوا اكسيد كلسيم ميده و اكسيد كلسيم انبساط اش زياده,جا نمونه اي رو ميشكنه و انقدر ضرر ميزنه!سارا رفته از خانومِ ا.ميم يه نامه بگيره,خانم فرمودن الان دارن چاي ميخورن!بعدا بيا!يك ساعت چاي خوردنش طول كشيده,بعد هم غيب شده!البته من از اين خانم بيشتر از اين بد نميگم.همونيه كه ازم تقلب گرفت و بعد به روي خودش و من نياورد...بگذريم!

No comments:

Post a Comment