6/29/2004

ديشب تمام دو ساعتي كه خواب بودم,ACاتاقم روشن بود و من با يك ملافه پرپري زير باد خنك.تمام وقت,خواب آلاسكا و قطب شمال و جنوب وبستني يخي ديدم وبعضي جاها در آرزوي يك لباس گرم يا پتو!چون در تمام اين صحنه ها لباس خواب نازك ام همراهمي ام ميكرد!....كي بود ميگفت خواب منشا الهامه و از روح و اين حرفا مياد و به دنياي فيزيكي ربطي نداره؟!خدا رو چه ديدي!شايد فردا پس فردا راهيِ سرزمين هاي سرد اين كره خاكي شدم!

No comments:

Post a Comment