5/26/2004

داغ كردي,قشنگ احساس ميكني از تو گوشات داره حرارت ميزنه بيرون.قلب ات به شدت ميزنه و هر آن ممكنه از قفسه ى سينه ات كنده بشه بياد بيرون.دست هات ميلرزه و از فرط فشاري كه فك هاي بالا و پايين به هم ميارن نزديكه دندون هات خوردِ خاك شير شه.فريادت به سرعت از قفسه ى سينه ات به حنجره ات ميرسه و ...ميزنه به شونه ات,سيگارش رو از گوشه ى لب اش برميداره و ميگه :
Breathe deeply.This too, will pass.
اِاِاِ؟realy?امممممممم...اينم كه شد يه brick ِ ديگه in the wall.اين ديوار كذايي يه روزي به بي ارزش ترين كلكسيونِ دنيا تبديل ميشه.

No comments:

Post a Comment